ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
18
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
هستهء اصلى كتاب اساسا همان كار و اثر بل است . هرچند من بخشهايى از زمينههاى اين اثر را در پيوند با سيرهء حضرت محمد ( ص ) ملاحظه كردهام ، و در مسائلى كه بل [ براى نخستبار ] مطرح كرده است ، به دقت تأمل كردهام ، ولى براى اين بازنگرى و بازنگارى هيچ تحقيق ويژهاى انجام ندادهام . افزايشها غالبا مطالب ساده و درعينحال لازمى است كه براى چنين « مقدمه » اى مناسب است ، نظير آوردن كتابشناسىهاى تفصيلىتر . همچنين كوشيدهام كه مباحث كتاب را منطقىتر طرح و تدوين كنم . من معتقدم كه متن اصلى بل مبتنى بر متون درسها و سخنرانىهايش براى دانشجويان بوده كه اندكى پيش از وفاتش ، در ايامى كه انجام فعاليتهاى علمى و ادبى ديگر دشوار شده بوده ، آنها را مدون و اندكى پيراستهتر ساخته است . وارد كردن يك تغيير عمده در صورت بيان يعنى ظاهر تعبير او [ در مورد قرآن كريم ] به نظرم مطلوب آمد . و آن اين است كه بل در سخن گفتن از قرآن به عنوان اثر طبع حضرت محمد [ ص ] ، از پيشروان اروپايىاش ، لااقل در همين مقدمه ، تبعيت كرده است . اما با چند اظهارنظر كه خودم از او شنيدم ، به اين نتيجه رسيدم كه او به ميزان معتنابهى با برداشتهايى كه من دربارهء [ صدق و صحت ] پيامبرى حضرت محمد [ ص ] ، بيش از همه در كتاب وحى اسلامى در جهان جديد ( Islamic Revelation in Modern World ) عرضه داشته بودم ، همدلى [ و موافقت ] دارد . با افزايش عظيم تماسهاى بين مسلمانان و مسيحيان در طى ربع قرن اخير ، ديگر اين امر براى هر محقق مسيحى الزامى شده است كه به عبث خوانندگان مسلمان را نرنجاند ، بلكه تا آنجا كه مقدور است احتجاجاتش را در هيئتى كه براى آنان پذيرفتنى است عرضه بدارد . اينك ادب و جهاننگرى مسالمت جويانه قطعا ايجاب مىكند كه ما نبايد از قرآن به عنوان فرآوردهء ذهن و ضمير حضرت محمد [ ص ] سخن بگوييم ؛ بلكه من برآنم كه تحقيق سالم [ و پژوهشگرى بىطرفانه ] هم همين را حكم مىكند . بنابراين من همهء عبارات و تعبيراتى را كه به تصريح يا تلويح مىرسانده است كه حضرت محمد [ ص ] مؤلف قرآن بوده است ، همچنين آنهايى را كه از « منابع » [ الهام و اقتباس ] او و از عوامل مؤثر بر او سخن مىگفته است ، تغيير داده يا حذف كردهام . از سوى ديگر من معتقدم كه موجه است اگر ما از « تأثيرات » جهان خارج بر محيط